ما شاعرانِ سپيدهدمِ جهان
من از آوازهای آسمانیِ تو، در خواب، شاعر شدم
تو بودی به خوابِ شگفت من
من از تو بود که آوازخوانِ آگاهیِ آدمی شدم
ما شاعرانِ سپيدهدمِ جهان
باز میآييم
ما خواستار خوبیها، علاقهها، بوسهها
ما خواستار شادمانی و تبسم
ما ترانهخوانِ سپيدهدم، ترانهخوانِ آگاهی آدمی!
چقدر خوب است
علاقه به هرچه راستیست
علاقه به هرچه درستیست
علاقه به راه، به رويا، به رستگاریِ فرجام،
به فهم فرشته حتی، فرض کن … به فهم فرشته، حتی!
مزهی نان و طعم ترانه
به خدا عشق خوب است
موسيقی ستارگان را خواهيم شنيد
با باران و بوسه
و چند کلمهی قشنگِ ديگر، به خانه برمیگرديم.
ببين چقدر اين ذراتِ نور … فهميدهاند!
چقدر اين دنيا قشنگ است
چقدر خوب است ساده زندگی کنيم
ساده هماغوشِ هم شويم
ساده بگوييم، ها!
نترسيم، ببخشيم بوتهی خار و دامنِ دريا و
بوی باد را،
تو عزيزِ دلمی!
هی آرامِش هميشه، هميشگیهای من بيا!
سيد علي صالحي
چرا ما؟… يعني هميشه ما؟!!… خوب آره… آخه ما دو نفريم… اين وبلاگ رو هم با مشورت و تصميم مشترك افتتاحش كرديم
آدرس وبلاگمون “قاصدكهاي آسمون ِ” چون ما مثل دو تا قاصدك با هم، همقدم و همكلام شديم… اسم وبلاگ هم “به سوي سرنوشت”ِ چون تصميم گرفتيم يك راهي رو با هم شروع كنيم… به سوي هدفهاي بزرگ، دست در دست هم و قدم به قدم بريم جلو… دلمون ميخواد خوب باشيم با خودمون و ديگران … ميخوايم با كمك هم بهترين كارها رو انجام بديم… ميخوايم هميشه تازه باشيم … اينجا هم هر عكس، شعر، يا خاطره مشتركي كه داشته باشيم قرار ميديم… خلاصهى كلام اينه كه: ما دو تا هم اومديم
نویسندگان:
دختر بهـــــــــــــــار
پســــر پاییــــــــــز
با این اسامی میشه فهمید کدوممون برای دیگری مینویسه
