نگاشته شده توسط: Dandelions | نوامبر 11, 2008

به کجا رسیدیم…

بیابان است اینجا

و لاشخورهای حریص هوس

بر سر جنازه‌ی یک عشق جشن گرفته‌اند

خشکسالی تمام است

نه دریایی، نه رودی، نه آب باریکه‌ای و نه حتی قطره‌ای

خشک ِ خشک…

باد سرد غم و دلتنگی می‌وزد

لب‌های غرق خنده اکنون تنها به حسرت آهی تلخ باز می‌شوند

به این سرزمین نیایید

دیگر از آن درخت همیشه بهار خبری نیست…..

* دختر بهار


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها