نگاشته شده توسط: Dandelions | اکتبر 27, 2008

تو کجایی نازی…؟!

جات خیلی خالیه….

خیلی…

آخه فصل، فصل ِ تو باشه… ولی خودت نباشی….؟؟؟

خیلی تنهام….

بارون بیاد و آدم تنها مجبور باشه راه بره… راه بره و به تنهاییش فکر کنه

نمی‌دونم خوبه یا بد… ولی من تنهایی رو نمی‌تونم تحمل کنم…….

.

.

.

دلم برات تنگ شده ای پسر پاییز ِخسته….

* دختر بهار


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها