این ( * )ها نکاتی ِ که دلم میخواست بهت بگم. با اینکه دوست ندارم هر وقت ناراحتم اینجا رو به روز کنم، ولی باز انگار نمیشه… به هر حال از اون اول دوستی قرارمون بر این شد که هر ماه از خصوصیات بد و خوب ِ همدیگه صحبت کنیم تا هیچ حرف و حدیثی پیش نیاد و مشکلات در نطفه خفه بشه! تو هم بگو… من هم میشنوم….
ــــــــــــــــــ
*دیروز با یکی از دوستان رفته بودم دنبال کار پایان نامهاش… داشتم باهاش درد دل میکردم و میگفتم وقتی به دختر خالهام خوش میگذره ازش خبری نیست، ولی وقتی ناراحته دائم به من زنگ میزنه! در حین این توصیفات شروع کردم به تعریف از تو… که نمیدونی این عشق من در دوران آموزشی سربازی هم هر روز بهم زنگ میزد و الان هم هر روز باهاش درتماسم و …. بعد تا ساعت 2 که ساعت مقرر کار ِت بود از تو خبری نشد. دوست عزیزم یک نگاهی کرد که خوب پس چی شد تلفن؟! گفتم احتمالاً تلفن مرکزخراب بوده! … بعدش تو زنگ نزدی نزدی نزدی …تا رسیدی خونه.
اصلاًضایع شدن جلوی دوستم برام مهم نبود. مهم این 2 نکته است:
1- من کارم حدود ساعت دو تموم میشد و اگر تو زنگ زده بودی برنامه میذاشتم و میومدم میدیدمت. هر چند کوتاه….ولی زنگ نزدی و من هم برای خالی نبودن عریضه بلند شدم با دوستم رفتم محل کارش.
2- داشتم فکر میکردم تو که میدونی برنامهی من حداقل تو تابستون و قبل از دانشگاه خیلی مشخص نیست. ولی هر وقت که تهران باشم، تمام سعیام رو میکنم که دیدن تو رو از دست ندم. تو که میدونی خوب چرا زنگ نمیزنی؟! همیشه هم که نمیتونم بیام جلوی خیابون محل کار ِت منتظر بشم!!!
هر روز که میگذره، تو هم کمتر زنگ میزنی. خوب گاهی کارت نداری، یا شارژ نداری یا گاهی تلفن خرابه، گاهی… نمیدونم چی میشه…؟!
میدونی داره برام ناراحت کننده میشه وقتی میبینم دو تا دوست از نوع ما! دارن خوش و خرم تو خیابون میرن یا تو ماشین نشستن!! اونوقت ما فقط سالی یک بار همدیگه رو میبینیم. شاید خیلی هم مهم نباشه! شاید به نظر تو صحبت تلفنی کافی باشه. ولی این اون دوست داشتنی نیست که همیشه میگفتی. اون دوست داشتنی که باید هر روز تازه بشه……… دوستی ما تازه نمیشه، چیز جدیدی بهش اضافه نمیشه. خندههاش داره کم میشه… خیلیها به یک دیدار 10 دقیقهای هم خوشن! ولی ما؟! شاید هم من…
**اون دفعه که اومده بودم نزدیک محل کارت، و تو ساعت 2 زنگ زدی یادته؟ گفتی:”ا ِ ! اینجایی؟!”. گفتم:” میای؟” گفتی:” خوب آره دیگه! حالا که هستی حداقل ببینمت! فقط من سر و وضعم مرتب نیستا!” …که خوب دیدمت. ولی جای سؤال داره که خوب اگه من مــُــردم، تو دیگه نباید به سر و وضعت برسی؟ حتماً من باید بگم دوست دارم فلان جور لباس بپوشی یا بهمان جور باشی تا تو این کار رو انجام بدی؟ (این اهمیت به نظر من خیلی هم خوبه.ممنونم عزیزم، ولی…) آخه هر انسانی به نظافت و مرتب بودن باید اهمیت بده. من دوست دارم تو همیشه مرتب باشی میفهمی. لباسهات همیشه اطو کشیده باشه. همیشه بوی عطر بدی. همیشه صورتت رو اصلاح کنی (در همون حدی که مجازی). اتاقت مثل دستهی گل باشه. اگر اینطور نیست دلیلش چیه؟ به خاطر تنبلیه به نظر تو؟ یا چیز دیگهای هست؟
***اگر من نگم ببینمت تو هم اصلاً حرفی نزنیها!
انگار همینطوری راحتی!
اون وقت که آموزشی بودی زودتر میدیدمت تا الان!
****اگر من اینجا رو آپ نکنم تو هم نمیخواد بکنی! باشه؟!؟!!! خوب مثلاً محصول مشترکمون بود! حالا به روز کردن اینجا یک طرف، خوندنش طرف دیگه! حتماً باید با پیک برات نامه بفرستم که بیا اینجا رو ببین!… آنتی ویروس دانلود کردن یا خریدن فکر نمیکنم اونقدرها وقتت رو بگیره که تو الان چندین روزه پشت گوش انداختی! هیچ سایتی هم نمیری جز 360! تازه ای-میل رو هم که چک میکنی هیچی نمیگی. مثلاً اون ای-کارتی رو که برات فرستادمI cry با تمام وجودم فرستادم. ولی عکسالعملی ندیدم! این وبلاگ تا اونجا که میدونم ویروس نداره! ولی حالا تو دوست داری احتیاط کن و نخونش!..
این تنبلی تو واقعاً نوبره!
یک حقیقتی رو بگم… تو برای ازدواج و یا حتی داشتن یک زندگی مستقل بچه نیستی… بلکه لغت صحیحترش “تنبل” ِ ! آره! رک و راست میگم! تو تنبلی! به روندی که داری خوشی! همه چیز برات رو به راهه! در همین حد هم راضی هستی. نهایت حرکتی که میکنی، نوشتن چند صفحهی تخصصی در حیطهی تحصیلات خودته. در افکارت فقط به همون پایهی علمی فکر میکنی که ایستا نباشه بلکه پویا باشه. این خوبه. عالیه. ولی کافی نیست. پس خود زندگی چی؟ دوستان چی؟ عشق چی؟ … خوب یک تحولی؟ حرکتی؟ انقلابی؟ … نه…. لازم نمیبینی! … یا شرایطش رو نداری!….. احساس میکنم از تغییر میترسی…
به نظر تو من بهانه گیر شدم؟…
دوســــِــت دارم. فقط اینو بفهم.
از ته دلم دوســِــــت دارم. با تمام وجود.
چقدر دوست داشتم مثل این عکس در کنار هم بودیم… :- (
افسوس… فرصت آنقدر نیست….
دختر بهار

merci ke ina ro neveshti
rastesh aval bayad begam man hich ecardi az to nagereftam
va vaghean gahi oghat moshkele telephon hast azizam barha shode ba che shuri umadam zang bezanam vali didam kharabe dar zemn man hamun ruzi ke tehran budi be mobilet2bar zang zadam javab nadadi bare sevom ke 1saat gozashte bud javab dadi o gofti az dustet joda shodi pas age montazere zang budi chera gushit ru silent bud?
dar har surat babate hamye narahati ha ozr mikham omidvaram mano bebakhshi:)
By: pesare paeez on سپتامبر 19, 2008
at 7:13 ب.ظ